محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

214

اكسير اعظم ( فارسى )

در نوبت صفرا شربت و غذاى صفراشكن بايد داد و در نوبت بلغم مقطع و منضج بلغم به كار بايد داشت و ادرار و تعريق بعد از نضج تام و بعد از استفراغ بمهلتى نيكو عظيم نافع آيد و به دستورهاى سابق مرعى بايد داشت و جالينوس قبل از نوبت بلغمى به چند ساعت كشكاب به اندكى فلفل سائيده فرموده است و نافع يافته و من جوانى را كه در فصل خريف در وى شطر الغب داشت از نابئتين و امراض بلغمى بيشتر رنجه مىداشت بعد بيست و پنج‌روز كه نوائب آن ظاهر و مقرر شده بود در صباح نوبت بلغمى بسه ساعت پيشتر از نوبت شربت كشكاب جو با نيم مثقال فلفل سائيده دادم و ديگر هيچ ندادم و آن نوبت بخير گذشت و به همين صحت يافت و آنجا كه مركب از غير نابئتين باشد چون طبع را مهلت آسايش نيست علاج به احتياط بسيار بايد كرد در استفراغات برفق تمام مرعى داشتن و هر خلط كه غالب باشد طريق نضج و تدبير رفع آن بيشتر كردن . و اگر مساوى باشند حد وسط نگاه داشتن عنايت برعايت قوت هرچه تمام‌تر بايد نمود و قرص گل كافورى اندر آخر اين تب از لازمتين نافع آيد و مخدرات وقتى كه تب لازم باشد نبايد داد مگر وقتى كه كهنه شده باشد آنگاه حافظ الصحت و امثال آن نافع آيد . [ مصنف اقتباس ] مصنف اقتباس مىنويسد كه بسا باشد كه اين تب تا به يك سال مىكشد پس بايد كه از معالجه بر طبع ملال نيارند و علاج خفيف از غب غير خالصه نمايند و ليكن در اينجا بهر تقدير در نضج و تفتيح مسام و تعريق بيشتر از غب غير خالص كوشند به ادخال حمام معتدل و ببخور . و هرگاه اين تب كهنه گردد و مريض را سخت بلرزاند پس استفراغ به ادويهء قويه نمايد اگر بتمامه صحت كلى حاصل گشت فبها و الا باز منضجات حاره استعمال نمايند تا ماده پخته قرار نوبت گيرد پس آن را بمخدرات مانند حب الشفا و حافظ الصحت و قنب و غيره گذرانند و ملاحظهء كهنگى تب جهت دادن منضجات بعد از تنقيه براى آن است كه چون مادهء اين تب مختلط است و در اول غلبه بود و نوبتهاى او غير مضبوط هرگاه در اول مرض منضجات حاره و ديگر گرميها داده شود صفرا را بيشتر به حركت آورد و ماده را گرم تر سازد و فساد آن به اخلاط داخل عروق سرايت كند و تب لازم پيدا شود و ليكن چون تب كهنه شد و ماده سرد گشت و تخفيفى يافت و طبيعت به آن خوگر شد پس آن هنگام منضجات و گرميها بزورى تحليل آن كند و مجال آن فسادات نماند و ملاحظهء قرار گرفتن نوائب براى استعمال مخدرات بهر آن است كه چون محل حركت و قبول تعفن خلط مقرر شد مخدرات در قرب آن محل طبع را مشغول مىسازند از انشاى فعل مقرر و اخلاط و بخارات را در وقت آن تسكين مىكند چنان كه آن وقت بگذرد و حرارت غريزى اخلاط مجتمعه را تحليل كند و نگذارد كه تعفن پذيرد . و هرگاه آن‌وقت مقرر در گذشت برحسب اقتضاى طبع مرضى تعويق در آن كيفيات و حالات پديد مىآيد تا بار ديگر به محل نوبت مىرسد انشاى آن صورت مىكند . و چون محل نوبت مقرر نيست هرگاه كه كيفيت مخدر بر طرف شده ماده به حركت آمد و فعل خود تمام مىكند برحسب مقتضاى طبع مرضى و تأخير استعمال مخدرات از تنقيه به جهت آن است كه چون خلط بسيار در غلبه باشد به تخدير تسكين آن مشكل بود و ممكن است كه از مخدرات غلظ يابد و بيفسرد و فسادات ديگر سخت‌تر از آن بظهور آيند كه علاج آن مشكل گردد . و در عشرهء كاملهء نواب علوى خان مرقوم است كسى را كه تنقيه نكرده باشند و تب كهنه شده باشد و بتحليل خفت يافته حاجت به تنقيهء ديگر نباشد و بىتكلف مخدرات به كار برند و دستور استعمال مخدرات آن است كه قبل از نوبت به چهار ساعت دهند مقدارى كه دانند كه آن مقدار بيمار را البته مىگردد پس ببينند كه اگر مزاج مريض ضعيف است آن را بشربت مقوى كه غذايت محض در آن نباشد دهند مانند شربت سيب در عرق گاوى و بيدمشك و مانند آن . و اگر به زيادتى چيزى نضج و تحليل و تعديل محتاج بود در سكنجبينات منضج حل كرده يا در شربت عسل يا در عسل تنها يا در عسل زنجبيل مربى يا در شربت دينار دهند . و اگر مريض بمخدرى معتاد بوده باشد و به جهت مرض ترك آن كرده از آن معتاد او مقدارى دهند كه تخدير كند اگر تخدير آن مضرتى نداشته باشد همچو افيون كه تخدير آن مضر بود و الا بحب الشفا و امثال آن تخدير اولى باشد و آنجا كه مريض را در مدت گرفتن مخدرات امساك غذا مضر بود پس بايد كه قبل از آن غذاى مناسب مزاج اندكى بخورانند آنگاه مخدرات به عمل آرند چنانچه اگر نوبت بعد ظهر آيد بايد كه صباح غذا دهند و خصوصاً كه بيمار نازك مزاج باشد و آنجا كه با وجود تخدير سرما و لرزه و حرارتى پديد آيد در اثناى آن حذر واجب است از مسكنات سرما و لرزه و حرارت چيزى به كار داشتن و در اثناى راحت تدارك يبس و حرارت به ادويهء مقوى اعضاى رئيسه كه معتدل باشد بايد كرد مانند شربت به و انارين و سيب و گاو زبان در عرق گاو زبان و بيدمشك و گلاب و امثال اينها و در روز نوبت قبل از مخدر و بعد از آن تا انقضاى نوبت دست و پا و پشت مريض را گرم داشتن و آسايش جستن و تا ممكن بود از آب سرد و ديگر تريها و سرديها و ترشىها اجتناب ورزند تا سه چهار نوبت به دستور مخدر به كار برند . و هرگاه نوبتى بدين تدابير بخير بگذرد پس بايد كه تا سه روز ديگر نوبت را به همين دستور گذارند آنگاه چون صحت مزاج قرار يابد به تدريج از پرهيز بيرون آيند . و اگر مخدر به كار نبرند و به اشربه و اغذيه علاج كنند آنجا كه طبع را بعلبها و صنائع و غناهاى مرغويه مشغول دارند تا تفريح ازو حاصل گردد . فائده بدانند كه بيماريهاى مهلكه كه در اين تب در ماه هفتم و هشتم و يا كم و بيش